دوستان
پيوند ها ديگر موارد |
نوشته شده به دست adnan shirmohamadi
چرا نوروز نزد کرد ها ارجمند و گرامیست؟ روانسرخبر: دکتر میرجلال الدین کزازی می گوید : چون کردان بیش از دیگر تیره های ایرانی، ایرانی مانده اند و آن درفش فرهنگ ایرانی که نوروز است نزد کردان در آن جغرافیای پهناور که جهانشاهی فرهنگی ایرانیست برافراشته تر است، از دورجای نیز بیشتر به چشم می آید.
به نقل از خبرگزاری کردپرس : سرویس فرهنگ و هنر: نورزو یک جشن بزرگ ایرانی است. جشنی که با وجود گذشت هزاران سال همچنان با عظمت فراوان برپا می شود. نوروز بزرگترین جشن کردان نیز هست، ایرانیانی پاکنهاد و اصیل که در هر جای این کره خاکی باشند خواه ترکیه، عراق و سوریه با شور و شکوه تمام این آیین باستانی را برپا می دارند. در این آخرین روزهای پایانی سال و زمانی که چند روزی بیشتر تا آغاز سال جدید نمانده است پای سخنان دکتر میرجلال الدین کزازی نویسنده و پژوهشگر برجسته کرمانشاهی نشسته ایم و دیدگاه های ارزشمند وی را پیرامون این جشن همیشه ایرانی می خوانیم.
آقای دکتر به اولین پرسش ابتدا به شرح قلمرو فرهنگی ایران زمین در روزگاران قدیم بپردازید و اینکه این قلمرو فرهنگی تا به کجا امتداد داشته و چه گستره ای را دربر می گرفته است؟
جهانشاهی فرهنگی ایران بسیار پهناورتر از جغرافیای سیاسی ایران، نه تنها در این روزگار، در دیگر روزگاران تاریخ ایران بوده است. زیرا فرهنگ ایرانی به پاس ارزش هایی والا و کم مانند که این فرهنگ را از دیگر فرهنگ ها فرا می برده است آنچنان می درخشیده است که مردمان کشورهای دیگر حتی کشورهایی که در فرمان ایران نبوده اند این فرهنگ را پذیرا می شده اند یا از آن اثر می پذیرفته اند. من نمونه ای برای شما بیاورم. در جهانشاهی هخامنشی که پهناورترین جهانشاهی در تاریخ جهان است، ده ها کشور جای داشته اند. افرهنگ ایرانی در آن روزگار به کشورهایی راه برده است و بر کشورهایی کارساز افتاده است که بخشی از قلمرو این جهانشاهی نبوده اند، مانند یونان که کورش بزرگ آن را فرونگرفت و به جهانشاهی هخامنشی نپیوست، به راستی از آن روی که این کار را چندان شایسته خود نمی دانست و بر آن بود که بر آوازه و ارج و ارز او نخواهد افزود. اما فرهنگ ایرانی کارکردهایی بنیادین بر فرهنگ یونانی داشت که نشانه ها و بازتاب های آن ها را هنوز نه تنها در یونان در دیگر کشورهایی که از فرهنگ یونانی بهره برده اند مانند کشورهای اروپایی می توان دید.
آقای دکتر نوروز ایرانی در پیش است، جشنی باستانی که با گذشت دوران های بسیار همچنان پابرجاست و با شکوه بسیار برگزار می شود. از جایگاه تاریخی این جشن باستانی بگویید؟
سخن از نوروز گفتن از دید من پیشنهادی بسیار شایسته و درست و رواست در شناخت پهناوری قلمروی که فرهنگ ایرانی در جهان داشته است و دارد. زیرا من پیشتر هم گفته ام و نوشته ام که ما ایرانیان می توانیم نوروز را درفش فرهنگ ایرانی بدانیم، یکی از برترین و آشکارترین نمادها و نشانه های این فرهنگ، به ویژه در روزگاران سپسین می توان گفت که نوروز بنیادین ترین کارکرد را در شناخت دامنه آن قلمرو داشته است، تا بدانجا که می توانم گفت سنجه ای برای این شناخت شده است. ما می توانیم دل آسوده باشیم که نوروز در هر جای جهان که برگزارده می شود یا نمود و نشانی دارد، فرهنگ ایرانی تا بدانجای راه کشیده است، زیرا که از دو روی نوروز دارای این شایستگی است. یکی آن است که از کهن ترین جشن های ایرانی آن ارزش های والای فرهنگی و انسانی به گونه ای در نوروز نهفته است. دو دیگر این است که چون نوروز جشن است و بیشتر کارکردی بیرونی و رفتارشناختی دارد، آشکارتر می تواند نشانه ی فرهنگ ایرانی باشد. به سخن دیگر منش و فرهنگ ایرانی در نوروز از آن روی که به کنش می رسند به گونه ای آشکارتر، روشنتر و زودیابتر دریافته و شناخته می توانند شد. من اگر بخواهم به این پرسش پاسخ بدهم که چرا نوروز کارکردی چنین برجسته و بنیادین یافته است ناچار خواهم بود که به ویژگی ها و خاستگاه ها و رازهای نهفته در نوروز بپردازم که همچنان این گفتگو به ناچار به درازا خواهد کشید.
کردها در هرکجا که باشند خواه ایران، ترکیه، عراق و سوریه، نوروز را بسیار پرشور برگزار می کنند. به نظر می رسد نوروز جایگاهی بسیار والا در فرهنگ کردها داشته باشد. ریشه های این باور عمیق فرهنگی به کجا بازمی گردد؟
شما بر نکته ای نغز انگشت نهادید که نمونه ای بسیار آشکار از آنچه پیشتر گفته شد می تواند بود. چرا نوروز نزد کردان تا بدان پایه که می دانیم ارجمند و گرامیست. بر پایه آنچه که گفته شد پاسخ این است که چون کردان بیش از دیگر تیره های ایرانی، ایرانی مانده اند و آن درفش فرهنگ ایرانی که نوروز است نزد کردان در آن جغرافیای پهناور که جهانشاهی فرهنگی ایرانیست برافراشته تر است، از دورجای نیز بیشتر به چشم می آید. من در گفتگوهای پیشین در اینباره سخن گفته ام. نوروز نزد کردان نابتر، درخشانتر، به آیین تر و نژاده تر برگزار می شود. پاره ای از رفتارها و رسم و راه های نوروزی که نزد دیگر تیره های ایرانی یا در ایران کنونی به کناری نهاده شده است هنوز نزد کردان روایی دارد و کردان در روزهای نوروزی آن ها را می ورزند و به انجام می رسانند. کردان در هر جای جهان که بزیند در عراق، ترکیه و سوریه، نوروز نزد آنان با درخشش و نمودی بیشتر برگزار می گردد و گرامی داشته می شود.
امروزه نوروز جدا از کشور ایران در کشورهای دیگری نیز جشن گرفته می شود. به نظر می رسد برخی از این کشورها تمایل دارند با طرح مباحث بی پایه ریشه این جشن ایرانی را از آن خود بدانند. آیا این تلاش ها ره به جایی خواهند برد؟
من می انگارم که از دو دیدگاه می توان به این پرسش که پرسشی بنیادین هم هست پاسخ داد. اگر خواست این کسان آن است که بخشی از جغرافیای پهناور ایران بوده اند و هستند و از این روی نوروز را پاس می دارند، سخنشان درست است. آنان بدین شیوه نشان می دهند که بخشی از آن قلمرو دورمرزند که جهانشاهی فرهنگی ایران است. اما اگر خواست این کسان آن باشد که نوروز را پدیده ای نیرانی (غیر ایرانی) بدانند بی گمان برخطا رفته اند زیرا نشانه های ایرانی بودن نوروز آنچنان برجسته و آشکار است، آنچنان گونه گون و پرشمار است که نیازی به کند و کاوهای دور و دراز دانشورانه نمی ماند در شناخت اینکه نوروز جشنی ایرانیست. شما از نام آن بیاغازید. نخستین، آشکارترین و در دسترس ترین نشانه نام «نوروز» است. نوروز در همه سرزمین هایی که آن را برمی گذارند بدین نام نامیده می شود و در ریخت و در ساختار آوایی همان است که ما در زبان پارسی می بینیم یا اندکی دگرگون شده است. یک نمونه از نام نوروز برای شما بیاورم که اندکی دگرگونی یافته است اما در معنای آن از دید نام همچنان یادآور نوروز است. ارمنیان نوروز را «نوسارد» می گویند. «نو» همان است که ما در نوروز می بینیم اما «سارد» ریخت دیگری از «سال» است. در زبان ارمنی این جشن، جشن «سال نو» نامیده می شود اما واژه ای هم که به جای روز نشسته «سارد» است که واژه ای ایرانی است. شما از این نام می توانید بیاغازید تا برسید به نشانه های کمتر آشکار، نشانه های باورشناختی، نمادشناختی، اسطوره شناختی و مردم شناختی. چگونه نوروز می تواند جشنی باشد نیرانی، هنگامی که هر پژوهنده ای شهری شگفت و آئینی و باستانی مانند «پارسه» یا آنچنان که امروز می نامیمش «تخت جمشید» را پیشاروی دارد. تخت جمشید آنچنان که گفته شد شهری آیینی بود است. این شهر را به پاس نوروز پی افکنده بودند. این شهر پدید آمده است تا جشن و آیین نوروز در آن برگزار بشود. هم از این روست که شما در سنگ نگاره های تخت جمشید، شهریار بزرگ هخامنشی داریوش را می بیند که بر تخت نشسته است و نمایندگانی از کشورهای گوناگون در جهانشاهی هخامنشی که پرشمار بوده اند به رده ایستاده اند تا به نزد او بار یابند و نوروزانه یا ارمغان نوروزی خویش را پیشکش بدارند. از اینگونه نشانه ها که پاره ای آشکار و خیره کننده است و پاره ای نهفته است و شناخت آن ها نیاز به دانش و آگاهی و کندوکاو دارد، بی هیچ گمان بی کمترین درنگ و دو دلی ایرانی بودن نوروز را می توان دریافت.
در پایان اگر سخنی دارید بفرمایید.
آرزوی سالی نیکو همراه با شادکامی، بهروزی، آبادانی و شکوفانی برای همه ایرانیان به ویژه کردان که در رفتار و کردار همواره آشکار می دارند که ایرانیانی ناب و نژاده هستند و برای کسانی که با پایگاه توراندرین کردپرس در پیوند هستند آرزومندم. نظرات شما عزیزان: |
درباره وبگاه
سلام برشما عزیزان این وبلاگ به منظوراشنایی باشهرستان زیبای روانسر(دروازه اورامانات)تدارک دیده شده است شهرستان روانسر منتظرشما عزیزان ومهمانان عزیزاست (بانظرات وانتقاد هایتان این وبلاگ رو بهتر کنید)
آرشيو مطالب نويسندگان |